

کتاب هنر همیشه بر حق بودن نویسنده: آرتور شوپنهاور
تعداد صفحات
112
ناشر
نیک فرجام
آرتور شوپنهاور (Arthur Schopenhauer) از جمله متفکران بدبین و تلخاندیش فلسفهی غرب به شمار میرود؛ آراء او در بادی امر به طرز بیپردهای مهیب و سختهضم، و جهانبینیاش به غایت تاریک و یأسآلود به نظر میرسد. با این حال، تعمق دقیقتر در نظام فلسفیاش روشن میسازد که این تنها ظاهر قضیه است. واقعیت این است که فلسفهی شوپنهاور در عمیقترین لایههای خود مملو از جنبوجوش و تحرک، یا به عبارت بهتر، مملو از زندگیست. البته روی تاریک اندیشهی او به جای خود باقی است؛ اما آنچه مهم است، ریشههای این تاریکیست، که به زعم فیلسوف آلمانی، نه تهیبودگی هستی، بلکه سرشاریِ مفرط آن است.
آرتور شوپنهاور، زاده ی سال 1788 و درگذشته ی سال 1860، فیلسوفی آلمانی و یکی از بزرگترین اندیشمندان اروپا بود.شوپنهاور در شهر دانزیگ از پدری هلندی و مادری آلمانی به دنیا آمد. پدرش بازرگان بود اما او رغبتی به تجارت نداشت و به تحصیل علم بیشتر علاقه بود. شوپنهاور 17 سال بیشتر نداشت که پدرش خودکشی کرد و بعد از آن مادرش به وایمار رفت.او در دانشگاه ابتدا به تحصیل طب پرداخت، سپس به علوم طبیعی و بعد از آن، به فلسفه روی آورد. شوپنهاور در سال 1813 با نوشتن رساله ای درباره ی فلسفه از دانشگاه ینا، مدرک دکتری گرفت.او چندی بعد توسط یک هندو از عقاید بودائیان آگاهی یافت و پس از تجسس و تفکر زیاد به آئین بودایی اعتقاد کامل یافت. شوپنهاور تا آخر عمر ازدواج نکرد و ازدواج را مسئولیتی احمقانه در نظر می گرفت.اگر حرف زدن با دیگران در طول روز باعث خستگی اش می شد، در را روی هیچ کس باز نمی کرد و ساعت ده شب هم می خوابید. شوپنهاور با شیوع بیماری وبا، برلین را به مقصد فرانکفورت ترک کرد و تا آخر عمر در همان جا ماند.